تبليغاتX
باز خمیازه ها فاتحه ی نمازصبحت راخواندند

باز خمیازه ها فاتحه ی نمازصبحت راخواندند

بغضی نشسته چهار زانو روبه رویم

می خواهد ازغم های بابایم بگویم

بغضی شبیه...خاکی...اندوه مادر

اندازه ی دستان بی حسی که مویم ـ

با شانه اش این روزها را سرنکرده

باشانه اش این روز ها در گفت و گویم

باید میان قاب پهلویی شکسته

اورا کنار قلب بابایم بجویم

***

 کافی است دیگرخاطرات چادری را

کمتر بیاور خاک قبرستان به رویم

***

دیگر بس است اندوه من حالا برایت

می خواهی از غم های بابایم بگویم!؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/20 4:11 بعد از ظهر توسط مبارز .سید ابوالفضل |


 

حق می دهم تو خسته ای از رنج و درد سر

تعارف نکن کبوتر من میپری بپر!

من از شجاعتت عرق شرم میشوم

کمتر بیا میان هیاهوی دورو بر

بازوی تازیانه هم انگار خونی است

هم قد لخته های غروری که روی در...

راحت برو دباره زمین درک میکند

آیینه ی نگاه مرا حول یک خبر

اصلا به فکر غربت امروز من نباش

فردا بلوغ غیرت دنیاست همسفر

بانو به انتقام خودت فکر کرده ای

اصلا به این که غیرت تب دار یک نفر ـ

از مشرق نگاه پر از کوچه ی شما

تصویر سرخ حادثه را میدهد خبر

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/20 3:56 بعد از ظهر توسط مبارز .سید ابوالفضل |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1388

خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
آذر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386



پیوندها

(داداش )سيد حسن مبارز
سيد مهدي
نرگس كاظمي زاده
علي رضا طريقي
علي اصغر صالحي
مرتضي حيدري ال كثير
جليل صفر بيگي
علي سليماني
علي سليماني
ليلي عبدي
رويا باقري
نسرين قرباني
يادش بخير پدرم حسين
فراخوان
مهدي زارعي
اسماعيلي
تركي
جليلوند
خزه
امیر حسین آکار
ميترا السادات دهقاني
محسن رزوان
قاسم صرافان
سميه محمديان
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin