|
.................................................................................................... طبق معمول این حوالی سهم چشمان شماست سبز شالی زار ها محتاج باران شماست آیه های درک تو تکرار سرمشق جنون امتداد زندگی پیدا و پنهان شماست شعر هاتان گرچه در شنزار انگ کفر خورد در شقایق خیز اینجا عین ایمان شماست ابتکار تازه ی آیینه های بی قرار انعکاس خنده ای تکراری از جان شماست بر خلاف چشم تارم من خیال آسوده ام هر کجا باشی زمین در بست کنعان شماست طبق دستور خرد ما مست لا یعقل شدیم سهم نرگس نیست مستی سهم چشمان شماست + نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/14 9:15 بعد از ظهر توسط مبارز .سید ابوالفضل |
درچشم های او که از آن عشق می تکید
می شد نگاه حضرت خورشید را کشید تنها صدای فاصله ها بین گریه اش با خس خسی عجین شده از دور می رسید برگونه های خسته تر از پای پیر مرد دریای غصه بود که یکباره میچکید هی چرخش کنایه اییش را برای او ساعت مدام عقربه اش را که می تپید مولا برای فاصله ها هم کمی بخوان دلنامه شکسته ترین قطعه سپید دستان بی رمق ونگاهی به آرزو دستی به رسم مهر بده روزن امید + نوشته شده در جمعه 1386/06/02 10:7 بعد از ظهر توسط مبارز .سید ابوالفضل |
|